آمار بازديدکنندگان
بر خط: 15
امروز: 426
ديروز: 1090
از ابتدا: 219326
یادداشت ویژه:
به مناسبت میلاد موسی بن جعفر علیه السلام
کد مطلب: 718
تاريخ: جمعه ۲ بهمن ۱۳۸۸
الإمامُ موسى بن جعفرٍ الكاظم - امام موسى كاظم
- النَّصُّ على إمامَتِهِ
تصريح به امامت آن حضرت
الإمامُ الصّادقُعليه السلام - وقَد سألهُ صَفْوانُالجَمّالُ عَن صاحبِ هذا الأمرِ [الإمامةِ] - : صاحبُ هذا الأمرِ لا يَلْهو ولا يَلْعبُ . فأقْبَلَ موسى بنُ جعفرٍ وهُو صغيرٌ ومَعهُ عَناقٌ مكّيّة وهُو يقولُ لها : اسجُدي لربِّكِ ، فأخَذَهُ أبو عبدِاللَّهِ فضَمَّهُ إلَيهِ وقالَ : بأبي واُمّي ، لا يَلْهو ولا يَلْعبُ .
امام صادق عليه السلام - در پاسخ به پرسش صفوان جمّال درباره دارنده اين منصب [ امامت ] - : دارنده اين مقام به لهو و لعب نمىپردازد . در اين هنگام موسى بن جعفر كه كودكى بود وارد شد در حالى كه ماده بزغالهاى مكى با خود داشت و به او مىگفت : پروردگارت را سجده كن ! ابو عبداللَّه او را گرفت و در آغوش كشيد و فرمود : پدر و مادرم فدايش كه اهل لهو و لعب ( كارهاى بيهوده و غفلتآور ) نيست .
- الإمامُ في السِّجنِ
امام در زندان
الثَوباني : كانَت لأبي الحَسَنِ موسَى بنِ جَعفَرٍ عليه السلام - بِضعَ عَشَرةَ سَنَةٍ - كُلَّ يَومٍ سَجدَةٌ بَعدَ ابيضاضِ الشَّمسِ إلى وَقتِ الزَّوالِ قالَ : فَكانَ هارونُ رُبَّما صَعَدَ سَطحاً يُشرِفُ مِنهُ عَلى الحَبسِ الَّذي حَبَسَ فيهِ أبا الحَسَنِ عليه السلام فَكانَ يَرى أبا الحَسَنِ عليه السلام ساجِداً فَقالَ للرَّبيعِ : ما ذاكَ الثَّوبُ الَّذي أراهُ كُلَّ يَومٍ في ذلك المَوضِعِ ؟ قالَ : يا أميرَالمُؤمِنينَ ما ذاك بِثَوبٍ وإنّما هُوَ موسَى بنُ جَعفَرٍ عليهما السلام لَهُ كُلُّ يَومٍ سَجدَةٌ بَعدَ طُلوعِ الشَّمسِ إلى وَقتِ الزَّوالِ قالَ الرَّبيعُ : فَقالَ لي هارونُ : أما إنَّ هذا من رُهبانِ بَني هاشِمٍ ، قُلتُ : فَما لَكَ فَقَد ضَيَّقتَ عَليهِ في الحَبسِ ؟! قالَ : هَيهاتَ لابُدَّ مِن ذلك .
ثوبانى : ابوالحسن موسى بن جعفر، به مدّت ده سال و اندى ، هر روز پس از بالا آمدن آفتاب به سجده مىرفت كه تا هنگام ظهر سجدهاش به طول مىانجاميد . ثوبانى گويد : گاهى اوقات هارون روى بامى كه مشرف بر زندان امام كاظم عليه السلام بود مىرفت و حضرت را در حال سجده مىديد . يك بار به ربيع گفت : اين جامهاى كه هر روز در آن جا مىبينم چيست ؟ ربيع گفت : اى امير المؤمنين ، آن جامه نيست بلكه موسى بن جعفر است كه هر روز بعد از طلوع خورشيد تا هنگام ظهر به سجده مىافتد . ربيع گويد : هارون به من گفت : براستى كه او از راهبان بنى هاشم است . من گفتم : پس چرا در زندان عرصه را بر او تنگ كردهاى ؟ ! گفت : هيهات كه چارهاى جز اين نيست .
عليُّ بنُ سُوَيدٍ : كَتَبتُ إلى أبي الحسنِ موسى عليه السلام ، وهو في الحَبْسِ ، كِتاباً أسألُهُ عن حالِه وعن مَسائلَ كثيرةٍ ، فاحْتَبسَالجوابُ علَيَّ أشْهُراً ، ثمّ أجابَني بجوابٍ هذِه نُسْخَتُهُ :
بسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ... أمّا بعدُ فإنّكَ امرؤٌ أنْزَلكَ اللَّهُ مِن آلِ محمّدٍ بمَنزلةٍ خاصّةٍ ، وحَفِظَ مَوَدّةَ ما اسْتَرعاكَ من دِينهِ ... الحديث .
على بن سويد : ابوالحسن موسى عليه السلام كه در زندان بود ، من نامهاى به ايشان نوشتم و از حالش جويا شدم و مسائل بسيارى را نيز مطرح كردم . چند ماهى به من جواب نفرمود . سپس براى من جوابى نوشت كه رونوشت آن اين است : به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر ... امّا بعد ، تو مردى هستى كه خداوند نزد خاندان محمّد منزلت خاصى به تو بخشيده است و تو را دوستدار دينش كه از تو خواسته آن را پاس دارى قرار دادهاست ... .
الإرشاد : روايت شده است كه حضرت كاظم عليه السلام زياد دعا مىخواند ، و عرضه مىداشت : بار خدايا ، راحتى در هنگام مردن ، و عفو و بخشش در هنگام حسابرسى را از تو مسألت مىكنم . و اين جمله را تكرار مىكرد . يكى از دعاهاى آن حضرت اين بود : گناه بنده تو بزرگ است و عفو و گذشت از جانب تو نيكوست . آن حضرت از خشيت خدا چندان مىگريست كه محاسن او از اشك تر مىشد . هيچ كس به اندازه ايشان به خانواده و خويشاوندانش رسيدگى نمىكرد . شب هنگام به فقراى مدينه سركشى مىكرد و زنبيلى پر از درهم و دينار و آرد و خرما با خود مىبرد و بر درِ خانههاى آنان مىگذاشت و آنها نمىفهميدند كه اين پول و اجناس از طرف چه كسى آمده است .
حسن بن محمّد بن يحيى علوى : جدّم برايم نقل كرد كه : موسى بن جعفر را به خاطر سختكوشى و شدّت عبادتش ، عبد صالح مىگفتند . اصحاب ما روايت كردهاند كه آنحضرت سرِشب به مسجد رسول خدا صلى الله عليه وآله رفت و به سجده افتاد ؛ شنيده شد كه در سجودش مىگويد : بزرگ است گناه من ، و عفو از تو نيكوست ، اى آن كه سزاوار آنى كه از تو پروا كنند ، و اى آن كه اهل آمرزشى . و اين جمله را تا صبح تكرار مىكرد . موسى بن جعفر ، انسانى با سخاوت و بزگوار بود . هرگاه مىشنيد كسى حرفهاى ناراحت كنندهاى درباره او گفته است ، ايشان هميانى پر از هزار دينار برايش مىفرستاد .